داستان یک مهندس خوشبخت

فصل نوزدهم - بازگشت همه به سوی اوست!

داستان یک مهندس خوشبخت

فصل نوزدهم - بازگشت همه به سوی اوست!

1 . اینکه امسال انقدر سریع می گذره رو می خوام به فال نیک بگیرم ، می دونی چرا ؟ چون حس می کنم قراره همه ی اتفاقای بد 93 جبران شه ، خدا دوس داره تند تند بزنه جلو تا به اون خوشیه برسیم و بگیم شکرت.

2.اصلا می دونی چیه با اینکه گرم هست ولی اون لیوان اب لیموی خنکی رو که واسه خودت درست کردی ،همونی که از تو یخچال درش میاری دورش همچینی بخار سرد شده ، همون منو به زندگی امیدوار کرده.

3.تو این مهمونی خدا یادمون نره همه هستن ولی همه سلامت نیستن که روزه بگیرن ، پس قدر خودتون رو بیشتر بدونید.

4. اقا سازمان اب خواهش کرده سحری دو گالن اب مصرف نکنید چون فقط رو شتر جواب میده این سیستم و شما فقط اینجوری اب رو هدر میدین همون 8 لیوان از افطار تا سحر کفایت می کنه .

5. شکر که 5 روز گذشت ، خدایا خیلی زحمت دادیم ولی حالا حالا ها هستیم چترو واز کردیم مشغولیم ، من چون کلا کارم تشکر کردنه :)
الانم میگم تشکر ، مرسی ، فقط کولرم بزن هلاک شدیم قربونت :)






۹۴/۰۴/۰۲